
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنوا يُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ باید اهل سهر بود که معنای سهر شب زنده داری است . گفته اند که نصفه او انقص منه قليلا اوزد عليه و رتل القران ترتيلا , اهل قران باشد , اهل مطالعه ی قرآن باشید . انا سنلقى عليك قولا ثقيلا ان ناشئه اليل هى اشد وطا و اقوم قيلا بیداری شب برای عبادت بهتر است , چرا ؟ به خاطر اینکه حقیقت سیاهی و تیرگی شب برای این است که انسان در آن بلند می شود و ظلمت و سیاهی خودش را درک می کند و ذکر ...
ادامه مطلب
تکلیف یعنی همان کلفت , سختی انسان باید یواش یواش از تکلیف به در بیاید , البته صورت ظاهری تکلیف هست اما یواش یواش باید نماز را با شوق بخواند , با عشق بخواند , با محبت بخواند , و این راهش دو تا مسیله ی اصلی است اول معرفت است , وقتی انسان یک چیزی را شناخت , بعد از آن با شوق به سمتش می رود اهل فهم و ادراک شوید !!! اگر انسان ادارکش برود بالا , آهسته آهسته عشق در او جوانه می زند . شناخت و معرفت عشق و شوق می آورد . اهل شناخت اگر باشیم , بدانیم نماز چه هست و حداقل تاملی در مسایل بکنیم , اهل مطالعه باشیم , اهل شنیدن حرف اولیای حق باشیم , آن موقع انس می گیریم و شوق پیدا می کنیم . خیلی ها می گویند وای 16 , 17 ساعت روزه !! چه می دانند که روزه چه هست ! چه می دانند که با یک روز روزه اول...
ادامه مطلب
#اصول_دوست_داشتن کم کم انسان به جایی می رسد که به همه ی اهل و عالم حتی به کفار و اشقیا به نظر محبت و عطوفت نگاه می کند و برای آنها دلسوزی کرده . انسانی که سلوک الهی دارد آهسته آهسته به سوی وحدت قدم بر می دارد و آهسته آهسته حق را در هستی متجلی می بیند , او را میبیند که با صد هزار جلوه برون آمدی که من با صد هزار دیده تماشا کنم تو را او را میبیند که تمامی این خلق , حضور او هستند , ظهور او هستند و نه خلق او .لاجرم با این خلق اهل مودت و محبت است , ذرات آنها را میبیند به افعال آنها را . و بر اساس آن ذرات با آنها و به درجه ی آنها به آنها محبت می کند . و البته با هر کسی به حسب درجه و مرتبه ی خود آنها باید محبت کنیم , حد نگه دارید , رحمت رحمانیه داشته باشید رحمت رحیمیه هم داش...
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم شما می خواهید پرش های ذهنی خود را از بین ببرید یا مثلا می خواهید یکی از قوای نفس خود مثلا قوه ی زبان را کنترل کنید یا می خواهید چشم یا قوه ی خیال را کنترل کنید, فرقی نمی کند , هر کدام از قوا را که در خدمت شما نیستند و می خواهید آن را کنترل کنید از این نظریه می توان استفاده کرد: طبق نظریه ی حضور , باید ما از حضوریاتی که داریم استفاده کنیم برای رسیدن به حضورات متعالی تر . چگونه؟ اول ببینم چیزهایی که برای من حاضر هستند چه چیزهایی هستند ؟ من همیشه حواسم هست که چه قدر پول همراهم است , می خواهم سوار تاکسی شوم معمولا یادم هست که چه قدر پول توی جیبم است و نادر پیش می آید که بگویم آقا پول همراهم نیست .یا مثلا می روم خرید , نمی روم از فروشنده چیزی بخرم بعد بگویم که آقا پول همر...
ادامه مطلب
هر جمالی جلالی دارد و هر جلالی جمالی نظر عبدالکریم جیلی این است که هر جمالی به هنگام شدت ظهور، جلال نامیده میشود، همانطور که هر جلالی در ابتدای ظهورش بر خلق جمال نام میگیرد. به همین دلیل گفتهاند هر جمالی جلالی دارد و هر جلالی جمالی. در نوشته قیصری هر جمالی را جلالی است مانند دهشتِ حاصل از جمال الاهی که به معنای مقهور و متحیر ماندن عقل به واسطه مشاهده جمالِ الاهی است، و هر جلالی را جمالی است که همان لطف مستور در قهر الاهی است. اهل عرفان به تقسیم دیگراسم اول و اخر و ظاهر و باطن را امهات اسماء مید...
ادامه مطلب
توبه ای مطرب این غزل گو کی یار توبه کردم از هر گلی بریدم وز خار توبه کردم گه مست کار بودم گه در خمار بودم زان کار دست شستم زین کار توبه کردم در جرم توبه کردن بودیم تا به گردن از توبههای کرده این بار توبه کردم ای می فروش این ده ساغر به دست من ده من ننگ را شکستم وز عار توبه کردم مانند مست صرعم بیرون ز چار طبعم از گرم و سرد و خشکی هر چار توبه کردم ای مطرب الله الله می بیرهم تو بر ره بردار چنگ می زن بر تار توبه کردم ز اندیشههای چاره دل بود پاره پاره بیچارگی است چاره ناچار توبه کردم بنمای روی مه را خوش کن شب سیه را کز ذوق آن گنه را بسیار توبه کردم گفتم که وق...
ادامه مطلب
در این جا می فرمایند که چند واقعه ای که نقل کردیم , همه از خود من برخاسته اند بیرون از من نبوده اند. آیه ی قران کریم را دلیل می آورند که در آیه ی ((لهم ما یشاوون فیها و لدینا مزید , آیه 35 سوره قاف)) انسان آنچه را که می بیند , خودش فراهم آورده است , هر چند که برای انسان مومن , زیبایی پروردگار ((لدینا مزید )) را هم می بیند و آن مزید می شود بر آنچه که خودش ساخته است . فضل من الله است , یک چیزی اضافه است که نمی شود توصیفش کرد . در آیه ی کریمه ی دیگر ((للذین احسنو الحسنی و زیاده , سوره 37 سوره یونس)) , زیبایی , زیبایی می آورد و نظایر آن ها از آیات و روایات که فهم و تدبر بسزا لا...
ادامه مطلب
نهایتا فردی که سیر می کند به عالم سلام می رسد , می رسد به دارالسلام . انسان با... میل و خواست و اختیار خودش زمینه ظهور اسما و صفات الهی را در خودش فراهم می آورد . خود این انسان زمینه ظهور اسما و صفات حق می شود . انسان تائب می آید و خودش زمینه ظهور تواب هستی می شود , انسان می خواهد خدای تواب را ببیند , می گوید خدا کجاست ؟ رب ارنی انظر الیک , خدایا خودت را به من نشان بده , من تو را ببینم میخواهی خدای تواب را ببینی ؟ خوب توبه کن . توبه که کردی تواب را می بینی , خود توبه ی تو حضور خدای تواب است . اگر تو توبه کنی آن تواب است که حضور پیدا کرده است و توبه ی تو را شکل داده است , ...
ادامه مطلب
مفهوم ذکر سکوت : ذکر سکوت به مفهوم تامش , به این مفهوم نیست که انسان الزاما یک جا بنشیند و هیچ ذکری نگوید , بلکه به این مفهوم که انسان بیاید و یک مقداری... نفسانیت خودش را سرکوب کند ! سرپوش بگذارد , این خواسته ها , من این را می خواهم ها , این حاجات را دارم , این که من این آرزوها را دارم , این که من می خواهم این اذکار را بگویم . این ها همه خوب ولی ابتدائا انسان باید به این توجه کند که من تا به امروز چه کاری برای خودم کرده ام ؟ جز این نیست که بلایی نیامده که من به سر خود نیاورده ام ! و خود را از حق دور کرده ام ! جز این است که از بنده به دیگران چه بلاها که نرسیده است...
ادامه مطلب
حضور خداوند در قلب ذاتا علم است این که می فرمایند آقا اهل ذکر باشید , اهل دعا باشید یکی از خواص بسیار بسیار شیرین دعا این است که حضور حق می آورد و حضور حق عین علم است . چرا که شناخت ذات حق , حقیقت علم است. نور آسمانها و زمین خداوند است . الله نور السموات و الارض . خداست حقیقت شناخت , خداست حقیقت معارف , همه ی معارف به شناخت او می رسد . لاجرم اگر کسی مانوس با حق بود , متوجه حق بود , حق در قلبش تجلی کرد , حقیقت علم در قلبش تجلی می کند . و دلش و جانش را نورانی می فرماید . اگر کسی به حقیقت وجود متوجه شد , علم وجودی و حضوری در قلبش جریان پیدا می کند و دلش و جانش را نوران...
ادامه مطلب