در بحث نظریه وحدت در نظریه چهارم گفتیم , ذات مشکک ذومظاهر است , همه او هستند , اوست که تجلی کرده است , غیر او نیست , پس انسان , او را می بیند و تعظیم می کند , تفخیم می کند , مودب می شود , محبت می کند , چون میبیند غیر حق نیست , با کسی غیر حق ما نیستیم و با کسی غیر حق ما سر و کار نداریم , کسی غیر از حق در این هستی نیست , کافر می خواهد باشد , مومن می خواهد باشد , همه تعینات او هستند , همه حضور او هستند , همه مجاری او هستند ,
همه حق هستند
همه حق هستند ,
بنا براین با کسی غیر از حق که کار و باری ندارد , که از این ناراحت شود , و از آن خوشحال نشود و خب البته چه قدر توجه می خواهد , چه قدر حضور می خواهد که انسان کار بکند و توجه بکند . آهسته آهسته , انسان باید ...
شروع کند ,

از خانه ی خودش شروع کند ,
 از همسایه ی خودش شروع کند ,
 از دوست خودش ,
برادر خودش ,
خواهر خودش شروع کند ,
ببیند آیا این گونه هست که....

آنچه برای خود می خواهد و دوست دارد برای دیگری بخواهد , آنچه برای خود نمی پسندد , برای دیگری نپسندد به فرموده ی امام علی علیه السلام .
آیا این گونه هست که وقتی دستم را تو جیبم می کنم , برای خودم راحت خرج می کنم و برای دیگری به سختی خرج می کنم ! آیا این گونه می شود که ملک من باشد , خانه ی من باشد , باغ من باشد , زندگی من باشد , کاشانه ی من باشد و دیگران در این سهمی نداشته باشند یا اگر سهمی دارند , یک گوشه ای ,یک کناری , یک ته مانده ی بشقابی , یک محدود فطریه ای !! این جوری می خواهد باشد ,؟؟!!!
این جوری به جایی می خواهیم برسیم بزرگواران ! این گونه ! با این مدل !

خنک آن قماربازی که بباخت آن چه بودش
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر